فیلم «نیلوفر» در  لس آنجلس به نمایش در می آید.

فیلم «نیلوفر» در  لس آنجلس به نمایش در می آید.

فیلم ایرانی-فرانسوی «نیلوفر» با بازی رویا نونهالی و فاطمه معتمد آریا و با کارگردانی یک کارگردان لبنانی در فستیوال انستیتو فیلم آمریکا در لس انجلس به نمایش در می آید.

اين فيلم که قرار است در روزهای اول وسوم نوامبر نمایش داده شود به زندگی دشوار يک دخترعراقی می پردازد توسط يک خانم لبنانی کارگردانی شده اما همه عوامل آن از جمله بازيگران، عوامل پشت صحنه و تهيه کننده ايرانی هستند.

در اين فيلم بازيگرانی چون رويا نونهالی ، شهاب حسينی، فاطمه معتمدآريا ، اميرآقايی و موبينا آينه دار بازی می کنند و تهيه کننده آن فرشته طائرپور است.

در چهل و يکمين دوره فستيوال AFI هم چنين فيلم هايی از چين، آمريکا، آلمان، بريتانيا، ژاپن و ايرلند شرکت دارند. فيلم های «سه زن» ساخته منيژه حکمت و «اسب دوپا» ساخته اخير سميرا مخملباف نيز در اين فستيوال به روی پرده می روند.

  فيلم های سه زن ساخته منيژه حکمت و اسب دوپا ساخته اخير سميرا مخملباف نيز در اين فستيوال به روی پرده می روند.فيلم نيلوفر داستان زندگی پرحادثه دختری دوازده ساله به نام نيلوفر است که آرزويی جز خواندن و نوشتن ندارد اما در دهکده ای که او در عراق زندگی می کند تنها پسرها حق تحصيل دارند.

ماجرا از آنجا آغاز می شود که نيلوفر با زنی آشنا می شود که در خفا به او سواد می آموزد در حالي که پدر نيلوفر در تدارک ازدواج او با مردی از اهالی ده است.

سابين جمايل کارگردان زن این فيلم، لبنانی است. او که در لس آنجلس اقامت دارد، در مونترال کانادا تحصيل کرده و پيش از اين به جز ساخت سه فيلم کوتاه، به کار تدوين در سينما پرداخته است.

نيلوفر، اولين فيلم بلند سينمايی او در مقام کارگردان محسوب می شود. فيلم «شک» با بازی مريل استريپ فستيوال را افتتاح کرده و فيلم هايی چون «وندی و لوسی»، «چه» و «برادران بلوم» در اين فستيوال به نمايش در می آيند.

فستيوال فيلم  AFI از سی ام اکتبر (دهم آبان) آغاز شده و تا نهم نوامبر (بیستم آبان) ادامه خواهد داشت.


فستيوال شامل بخش های رقابتی فيلم داستانی بلند، کوتاه و مستند، کاشفان دنيا، گالا، جهان سينما، بهترين بهترين ها، يادمان و بازار فيلم های آمريکايی است

« مامور سرویس مخفی ملکه» بار دیگر بر پرده سینما

« مامور سرویس مخفی ملکه» بار دیگر بر پرده سینما

بیست و دومین فیلم از مجموعه فیلم های « جیمز باند» با عنوان «ذره ای تسلای خاطر» چهارشنبه شب با حضور دنیل کریگ، بازیگر این نقش، و دو شاهزاده بریتانیا؛ ویلیام و هری، در لندن به روی پرده رفت.

دنیل کریگ در دومین حضور خود در نقش مامور ۰۰۷ در کنار الگا کوریلنکو، هنرپیشه اوکراینی، در پی گرفتن انتقام معشوقه خود؛ وسپر لیند، است که در پایان فیلم قبلی «کازینو رویال» به قتل رسید.

در بیست و دو فیلمی که تاکنون از این مجموعه بر اساس رمان های ای ین فلمینگ انگلیسی ساخته شده، این نخستین بار است که یک فیلم دنباله مستقیم فیلم قبلی است؛ موضوعی که به نظر بسیاری از منتقدان سینما، نقطه قوت این فیلم به شمار می رود.

این فیلم جدید که نام آن از یکی از داستان های کوتاه فلمینگ در سال ۱۹۶۰ گرفته شده است، روز جمعه، ۳۱ اکتبر، در بریتانیا و هفته اول نوامبر در دیگر نقاط دنیا به نمایش عمومی درمی آید.

نخستین واکنش های منتقدهای سینما هم تاکنون به طور کلی مثبت بوده، اما عده ای از آنها از این موضوع گلایه کرده اند که از طنز خاص شخصیت جیمز باند و لاس زدن هایش با شخصیت های زن در این فیلم جدید، زیاد خبری نیست. جیمز باند از همان ابتدای آمدن روی پرده سینما به خاطر لباس ها، زن بارگی، و تکه پرانی هایش در میان سینماروها بسیار مشهور شد.

مجموعه فیلم های جیمز باند به عنوان پرسابقه ترین مجموعه فیلم تاریخ سینما تاکنون ۴۰ میلیارد دلار برای تهیه کننده آن، خانواده براکولی، و شرکت سازنده آن؛ مترو گلدوین مه یر، درآمد داشته است. «کازینو رویال»، اولین فیلم دنیل کریگ در نقش جیمز باند،‌ ۵۹۴ میلیون دلار فروش جهانی داشت.

«ذره ای تسلای خاطر» به کارگردانی مارک فورستر آلمانی الاصل و نوشته پال هگیس و نیل پرویس در بریتانیا، پاناما، شیلی، ایتالیا، اتریش، و مکزیک فیلم برداری شده است.


آقای کریگ، ششمین هنرپیشه انگلیسی است که در نقش مامور ۰۰۷ ایفای نقش کرده است.

پیش از او، شان کانری، جورج لازنبی، راجر مور، تیموتی دالتون و پیرس برازنان نقش جیمز باند را به روی پرده آوردند. اما شرکت مترو آن قدر از دنیل کریگ راضی بوده که برای بازی در چهار قسمت دیگر از این مجموعه با او قرارداد بسته است.

ای ین فلمینگ شخصیت جیمز باند را در سال ۱۹۵۳ خلق کرد و در ۱۲ رمان و دو مجموعه داستان کوتاه، او را به جنگ انواع و اقسام افراد شرور و تروریست و جاسوسه ها فرستاد.

شاهزاده های بریتانیا؛ ویلیام و هری، نوه های رییس مامور ۰۰۷، پیش از شرکت در مراسم نمایش آخرین فیلم جیمز باند تقاضا کردند که درآمد حاصل از این مراسم به دو مرکز خیریه سربازان بریتانیا اهدا شود.

حضور این دو شاهزاده و دنیل کریگ باعث شد که مردم روز چهارشنبه از ساعت پنج صبح در لستر اسکوئر لندن به انتظار بایستند تا آنها را ببینند.

پدرخوانده بهترین فیلم تمام دوران شناخته شد.

پدرخوانده بهترین فیلم تمام دوران شناخته شد.

فیلم مافیایی «پدر خوانده» در یک نظرسنجی از بیش از ده هزار علاقه مند به سینما و فیلم ساز و منتقد بهترین فیلم تمام دوران شناخته شد.

«پدر خوانده» اثر فرانسیس فورد کاپولا و متعلق به سال ۱۹۷۲که در آن هنرپیشگانی چون مارلون براندو و آل پاچینو بازی دارند در نظر سنجی مجله سینمایی «امپایر» پیش از مهاجمین صندوقچه گمشده، اثر استیون اسپیلبرگ، و بازگشت امپراتوری، اثر جرج لوکاس، در صدر قرار گرفت.

جالب این که ماریو پوزو، رمان «پدر خوانده» را فقط برای آن نوشت که به پول نیاز داشت و فرانسیس فورد کاپولا هم ساخت این فیلم را فقط به این دلیل پذیرفت که برای شرکت فیلم سازی رو به ورشکستگی خود، زوتروپ، نیاز به پول داشت.

پیش از او کارگردان های بزرگی چون الیا کازان، آرتور پن، و کوستا-گاوراس پیشنهاد ساخت پدر خوانده را رد کرده بودند.

در این نظرسنجی که برای تعیین ۵۰۰ فیلم برتر تاریخ سینما و با شرکت کارگردانانی چون کوئنتین تارانتینو و مایک لی انجام شد دو فیلم رستگاری در شاوشنک و آرواره ها در مقام چهارم و پنجم قرار گرفتند.

رفقای خوب (مارتین اسکورسسی)، اینک آخرالزمان (فرانسیس فورد کاپولا)، آواز در باران (استنلی دانن و جین کلی)، داستان عامه پسند (کوئنتین تارانتینو)، و باشگاه مشت زنی (دیوید فینچر) مقام ششم تا دهم را کسب کردند.

آخرین قسمت از مجموعه فیلم های بتمن یعنی شوالیه تاریکی تنها فیلم از قرن بیست و یکم بود که به مقامی بالاتر از بیستم دست یافت و هر سه قسمت از مجموعه سرآمد حلقه ها به مقامی بالاتر از مقام شصتم رسیدند.

اما فهرست ۵۰۰ فیلم برتر چند مایه شگفتی هم با خود داشت، از جمله این که از فیلم های کلاسیکی چون ایزی رایدر، اشک ها و لبخندها و شکسپیر عاشق که معمولا در هر فهرستی جایی برای خود پیدا می کنند در اینجا خبری نیست.

در این میان تنها دو فیلم انگلیسی به مقامی بالاتر از صدم رسیدند: پرتقال کوکی در مقام سی و هفتم قرار گرفت و کازینو رویال، آخرین قسمت از ماجراهای مامور مخفی ملکه جیمز باند، در مقام پنجاه و ششم. از دیگر فیلم های جیمز باند تنها فیلم گلدفینگر به این فهرست راه یافت.

«هری پاتر و زندانی آزکابان» هم تنها قسمت از ماجراهای هری پاتر، جادوگر نوجوان آفریده جِی کِی رولینگ، بود که در پایین این فهرست یعنی در مقام ۴۷۱ قرار گرفت.

در مجموع ۱۰هزار علاقه مند به سینما، ۱۵۰کارگردان هالیوود، و ۵۰ منتقد فیلم در نظرسنجی ماه نامه انگلیسی «امپایر» شرکت کردند.

الیور استون و فیلمی فراسوی سیاست: دبلیو

الیور استون و فیلمی فراسوی سیاست 

 دبلیو

 

در حالی که چند روز بیشتر به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده باقی نمانده است، آلیور استون تازه ترین فیلم خود درباره جورج دبیلیو بوش، رییس جمهوری آمریکا، را به نمایش می گذارد. این فیلم که نام آن «دبلیو» است، داستان زندگی آقای بوش است که از دوران دانشگاه تا زمان تهاجم به عراق را در برمی گیرد.

آلیور استون، در فیلم دبلیو، جورج بوش را به شکل شخصیتی که  گرفتار تضادهای درونی است تصویر کرده. دراین فیلم هم چون دیگر فیلم های جنجال برانگیز آلیور استون، از جمله «جی اف کی» و «نیکسون»، این کارگردان در ساختار داستانی فیلم از قوه تخیل خود بهره گرفته است و تنها براساس واقعیات عمل نکرده است.

فیلم با صحنه ای از چند ساعت پیش از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ آغاز می شود. آلیور استون در پرورش شخصیت بوش در فیلم دبیلیو، او را فردی ایده آلیست نشان می دهد که توسط کارمندانی که هریک مقاصد شخصی خود را در سر می پرورانند گمراه شده است.

پرزیدنت بوش، در این فیلم همچنین به صورت فردی که بر اساس غرایز واحساسات تصمیم می گیرد تصویر شده است. مردی که علاقه خاصی به ورزش دارد و احتمالا می توانسته یک مربی بیس بال خوب شود. اما براساس داستان فیلم ، محیط و شرایط زندگی، روابط او با اطرافیان به ویژه با پدر، او را به جهت تازه ای سوق می دهد.

آلیور استون می گوید: «قلب داستان این فیلم ، رابطه بین این پدر و پسر است.»

در بخشی از فیلم، جورج بوش پدر به جورج دبلیو می گوید: «تو به درد چه کاری می خوری؟ خوشگذرانی، زنبارگی، رانندگی درحال مستی؟ انگار فکر می کنی از خاندان کندی آمده ای؟ یادت باشد که تو یک بوش هستی پس مواظب رفتارت باش.»

در فیلم «دبلیو»، بوش به شدت به دنبال راضی ساختن پدری است که از خردمندی و هوش ممتازی برخوردار است و به پسر خود با نارضایتی، عدم قبول و خوارشماری نگاه می کند.

جورج دبلیو زیر فشار چنین پدری است که بالاخره و با دشواری راه خود را پیدا می کند. ناگهان به خود می آید و تصمیم می گیرد که به سیاست روی آورد. یکی به دلیل آنکه فکر می کند چنین ماموریتی از سوی خداوند به او داده شده و از طرفی به خاطر آنکه می خواهد لیاقت خود را به خانواده خود ثابت کند.

در اینجا، آلیور استون به تماشاگر خود نشان می دهد که «کارل روو» نخستین فردی است که پی به مهارت های جورج دبلیو در برخورد با مردم می برد.

در صحنه ای از فیلم جورج بوش به کارل روو می گوید:« من صاحب یک تیم بیس بال حرفه ای هستم. من با مردم واقعی در تکزاس در تماس ام. هر روز با آن ها در استادیوم از نزدیک برخورد دارم. با هواداران تیم صحبت می کنم و حرف ساندویچ فروش دوره گرد استادیوم را هم می فهمم. حرف همه آن ها را می فهمم. چون من در حقیقت در درون، آدمی مثل خود آن ها هستم. آدمی که آن ها می توانند به او اطمینان کنند.» و در اینجا صدای «عالی بود...عالی بود» کارل روو که به این سخنان گوش می دهد بلند می شود.

بعدها در فیلم می بینیم که این شخصیت مردمی تبدیل به یک رییس جمهور از خود راضی و جسور و خودنما می شود. در داستان فیلم، جورج دبلیو بوش، تمام مشاورینی را که بر خلاف نظرات او می اندیشند از خود می راند و تنها به آنهایی گوش می دهد که از این نفس خودستاینده و خودپسند او حمایت می کنند.

بازیگر نقش جورج دبلیو، جیمزبرولین، خود را درشخصیت سینمایی رییس جمهور غرق کرده است:« این برداشتی است که من از شخصیت جورج دبلیو دارم و هیچگونه عذرخواهی هم از این بابت ندارم. چراکه او هم در حقیقت یک فردی است مثل تمام افراد دیگر.»

نقش لورا بوش، همسر وفادار و معتقد به پرزیدنت بوش را هم جنیفر بنکز بازی می کند که در واقع صدای استدلال اوست.

فیلم «دبلیو» هم چون دیگرفیلم های جنجالی آلیور استون بلافاصله مورد انتقاد تماشاگران و نقد نویسانی قرار گرفت که کاوش گری در روح یک رییس جمهور در حال کار را یک عمل ناهمگون دانسته اند.

اما آقای استون می گوید که ماجراهای فیلم مبنی بر حقایقی است که از سال ۲۰۰۳ تاکنون به درستی در مورد آن ها پژوهش شده است:«بسیاری از کتاب ها در این مدت چاپ شده است. بنابراین بسیاری از مطالبی را که ما در مورد آن ها مشکوک بودیم بعدها از طریق این منابع اطلاعاتی به ما اثبات شد.»

فیلم «دبلیو» ی آلیور استون یک درام صمیمی، احساسی و بی ریا است که نه در خدمت حزب دمکرات است و نه در خدمت حزب جمهوریخواه. در این فیلم پرزیدنت جورج دبلیو بوش به صورت یک شخصیت حزن انگیز از نوع تراژدی های سنتی نمایانده شده است. اما شخصیت حزن انگیزی که روی زندگی میلیون ها نفر از مردم تاثیر گذاشته است.

تا مدت کوتاهی که به تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی مانده است، این فیلم پیامی است به مردم آمریکا که بدانند رای دادن یک عمل جدی و حیاتی است و با قدم زدن در پارک شهر تفاوت دارد.